شعر عاشقانه سعدی

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید

دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن

تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

از سر زلف عروسان چمن دست بدارد

به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را

سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان

چون تأمل کند این صورت انگشت نما را

آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت

که سراپای بسوزند من بی سر و پا را

چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان

خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا را

همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن

خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند

به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را

قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری

 

اشعار عاشقانه سعدی , اشعار سعدی

اشعار عاشقانه سعدی شیرازی

 

 شعر های سعدی,شعر عاشقانه سعدی

مجنون عشق را دگر امروز حالت است

کاسلام دین لیلی و دیگر ضلالت است

فرهاد را از آن چه که شیرین ترش کند

این را شکیب نیست گر آن را ملالت است

عذرا که نانوشته بخواند حدیث عشق

داند که آب دیدهٔ وامق رسالت است

مطرب همین طریق غزل گو نگاه دار

کاین ره که برگرفت به جایی دلالت است

ای مدعی که می‌گذری بر کنار آب

ما را که غرقه‌ایم ندانی چه حالت است

زین در کجا رویم که ما را به خاک او

واو را به خون ما که بریزد حوالت است

گر سر قدم نمی‌کنمش پیش اهل دل

سر بر نمی‌کنم که مقام خجالت است

جز یاد دوست هر چه کنی عمر ضایع است

جز سر عشق هر چه بگویی بطالت است

ما را دگر معامله با هیچکس نماند

بیعی که بی حضور تو کردم اقالت است

از هر جفات بوی وفایی همی‌دهد

در هر تعنتیت هزار استمالت است

سعدی بشوی لوح دل از نقش غیر او

علمی که ره به حق ننماید جهالت است

جملات زیبا و فلسفی

جملات زیبا و آموزنده

 

گفت: خیلی می‌ترسم؛

گفتم: چرا؟

گفت: چون از تهِ دل خوشحالم و این جور خوشحالی، ترسناک است…

پرسیدم: آخه چرا؟

جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد، سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!

 

جملات زیبا از بزرگان,جملات زیبا و دلنشین

جملات زیبا و خواندنی

 

ما دو تن مغرور

هر دو از هم دور

وای در من تاب دوری نیست!

ای خیالت،خاطرِ من را نوازش بار

بیش از این در من صبوری نیست

بی تو من تنهای تنهایم!

من به دیدار تو می آیم…

 

اشعار و جملات زیبا و خواندنی

 

آدم ها گاهی اوقات

گریه می کنند

نه به خاطر اینکه ضعیف هستند

بلکه به این خاطر که

برای مدت طولانی

قوی بوده اند…

 

جملات زیبا و خواندنی

 

دشمنانمان می توانند ؛

همه ی گل ها را بچینند

ولی هرگز

نخواهند توانست

بر بهار

چیره شوند…

 

جملات زیبا و خواندنی و دل نشین

 

علت درد و رنج ما،

عاشق شدن و انجام تعهد نیست،

بلکه تعهدسپاری به

فردی نامناسب است…

 

جملات زیبا و خواندنی

 

تنهایی تو را وا می دارد

تا اولین دری که باز شد،

اولین آدمی که حالت را خوب کرد،

بپذیری…

تنهایی گاه تو را در آغوش آدم هایی می گذارد

که تنهاترت می کنند…

 

جملات زیبا

 

نا امیدی

ترسناک تر از پیری است

در پیری

جسم ما مچاله می شود

در نا امیدی

روح ما…

 

جملات زیبا و عاشقانه

 

هیچ عشقی

هر چقدر هم عمیق باشد

نمیتواند با احساسات “مادرانه ” برابری کند.

 

جملات زیبا از بزرگان

 

مسئول نهایی آرامش جهان،

آغوش عجیبِ حضرتی

به نام زن است.!…

 

جملات زیبا و خواندنی

 

تنهایی تو را وا می دارد

تا اولین دری که باز شد،

اولین آدمی که حالت را خوب کرد،

بپذیری…

تنهایی گاه تو را در آغوش آدم هایی می گذارد

که تنهاترت می کنند…

 

جملات زیبا و دلنشین

 

به بازو هایی قویی احتیاج داری

هر انسانی

برای زنده ماندن

نیازمند این است که دستی را بگیرد

دوست دارم زندگی کنم

با اینکه می دانم زندگی هرگز خیال ندارد روی خوش به من نشان بدهد

چرا که هر بار دستی را گرفتم

دست هایم تاول زدند

و هیچ فرقی نداشتند

دست بیل

دست کلنگ

یا دست تو!

 

جملات زیبا و عاشقانه

 

عشق چیزی ست

که وقتی از همه جا و همه کس

بُریده ای

هنوز لبخند می زنی…

 

جملات زیبا و آموزنده

 

محبت زیادی

همیشه آدم ها را خراب میکنه

گاهی آدم ها میروند

نــه برای اینکه

دلیلی برای ماندن ندارند

بلکه آنقدر کوچک اند که

تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند!

 

جملات زیبا و فلسفی

 

غم نباید

در چهره‌ی تابان ” تو ”

مهمان شود

هلال لب‌های ” تو ”

در اوج لبخند

زیباتر است

 

گلچین اشعار بابا طاهر عريان

عـــــزیــزان مـــوســـم جوش بهــاره
چمن پر سبزه صحرا لاله زاره
دمی فرصت غنیمت دان درین فصل
که دنیـــــای دنی بی اعتباره

بابا طاهر عريان همداني

***

دلا خوبـــان دل خونیــــن پســـندند
دلا خون شو که خوبان این پسندند
متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست
گروهــــی آن گروهی این پســـندند

***

جدا از رویت ای ماه دل افروز
نه روز از شو شناسم نه شو از روز
وصــالت گر مـرا گردد میســر
هـــمه روزم شـــود چون عید نوروز

***

یــکی درد و یــکی درمان پســـندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پســندم آنچه را جانان پسـندد

***

هر آنکس مال و جاهش بیشتر بی
دلــش از درد دنــیا ریشــــتر بی
اگر بر سر نهی چون خســروان تاج
به شیرین جانت آخر نیشتر بی

***

هر آنکس عاشق است از جان نترسد
یقیــــن از بند و از زنـــدان نترســـد
دل عـــاشـــــق بــود گــــرگ گرســـنـه
که گرگ از هی هی چوپان نترسد

***

درخت غم بجانم کرده ریشه
بدرگــــــاه خدا نالــــم همـیـشــــه
رفیـــقان قدر یکدیــــگر بدانید
اجل سنگست و آدم مثل شیشه

***

دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
بــود قدر تو افـــزون از مــلایـــک
تو قــدر خـود نمیـــدانی چه حاصل

***

خوشــا آندل کــه از خود بیخبر بــی
ندونه در ســـفر یا در حضر بی
بکوه و دشت و صحرا همچو مجنون
پی لیلی دوان با چشم تر بی

***

دلا راهت پر از خار و خسک بی
گــذرگــاه تـو بـــر اوج فـلـــــک بــی
شـــب تــار و بیـــابان دور منــزل
خوشا آنکس که بارش کمترک بی

***

خدایی که مکانش لامکان بی
صفابخــش جمــال گلــرخـان بی
پدید آرنده‌ی روز و شب و خلق
که بر هر بنده او روزی رسان بی

***

عزیزا کاسه‌ی چشمم ســرایت
میان هردو چشمم جای پایت
از آن ترسم که غافل پا نهی تو
نشــنید خـــار مژگــانـم بپایت

***

به صحرا بنگرم صــحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم
بهر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان روی زیبای ته وینم

***

مرا نه سر نه ســــامان آفریدن
پریشانم پریشــان آفریدند
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند

***

بیا تا دست ازین عالم بداریم
بیا تا پای دل از گل برآریم
بیا تا بردباری پیشـــه سازیم
بیا تا تخم نیکوئی بکاریم

***

مکن کاری که پا بر ســـنگت آیو
جهان با این فراخـی تنگت آیو
چو فردا نامه خوانان نامه خونند
تو وینی نامه‌ی خود ننگت آیو

***

زدســـت دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنــم بر دیــده تا دل گــــردد آزاد

***

خوشا آنانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکــه دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشـــان بی

***

خوشــا آنانکه تن از جان نداننــد
تن و جانی بجز جانان ندانند
بدردش خو گرند سالان و ماهان
بدرد خویشــتن درمان ندانند

***

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ
اگر ملک سلیمانت ببخشند
در آخر خاک راهی عاقبت هیچ

***

به قبرستان گذر کردم کم وبیش
بدیدم قبر دولتـــمند و درویــش
نه درویش بیکفن در خــاک رفته
نه دولتمند برده یک کفن بیش

فرهنگ آپارتمان نشینی

نزديك به سه دهه است كه آپارتمان نشيني با همه محاسن و معايبي كه دارد در كشور ما متداول گرديده است. ازدياد جمعيت، كمبود زمين براي احداث خانه‌هاي تك واحدي، امنيت بيشتر در مجتمع‌هاي مسكوني، توان مالي شهروندان و بسياري دلايل ديگر از عواملي به شمار مي‌روند كه بر توسعه آپارتمان نشيني تاثير مستقيم مي‌گذارند. سكونت در مجتمع‌هاي مسكوني و زندگي تنگاتنگ با ديگر شهروندان و بسياري دلايل ديگر از عواملي به شمار مي‌روند كه بر توسعه آپارتمان نشيني تاثير مستقيم مي‌گذارند. سكونت در مجتمع‌هاي مسكوني و زندگي تنگاتنگ با ديگر شهروندان به هر يك از اين دلايل، ادبيات و فرهنگ خاصي مي‌طلبد كه عدم آشنايي و رعايت آنها موجب بروز كدورت‌ها و اختلاف‌هاي فراوان بين ساكنين مي‌گردد. البته يكي از علت‌هاي بروز اين اختلاف‌ها، ناآشنايي برخي از ساكنين با حقوق و تكاليفشان است. لذا در اين مختصر تلاش مي‌گردد كه عمده ترين مقررات مربوط به آپارتمان نشيني توضيح داده شوند. با اين اميد كه در سايه افزايش دانش حقوقي شهروندان، زمينه همزيستي مسالمت اميز هر چه بيشتر بين آنها فراهم گردد.

 

تعريف آپارتمان :

در قانون از آپارتمان تعريفي به عمل نيامده است ولي در اصطلاح مي‌توان گفت: آپارتمان عبارتست از يك واحد مستقل در ساختمان چند طبقه كه از آن براي سكونت يا جهت كسب و پيشه استفاده مي‌شود.
مالكيت در آپارتمان‌ها شامل دو قسمت است:

۱٫ مالكيت اختصاصي
۲٫ مالكيت مشترك

قسمت اختصاصي : به بخشي از ملك گفته مي‌شود كه فقط صاحب آپارتمان حق استفاده از آن را دارد مثل بالكن.
قسمت مشترك : قسمت‌هايي از ساختمان است كه كليه مالكين حق استفاده از آن را دارند كه شامل اين مكان‌ها مي‌باشد: زمين زير بنا (خواه متصل به بنا باشد يا بنا به وسيله پايه روي آن قرار گرفته باشد). تاسيسات قسمت‌هاي مشترك از قبيل چاه آب، پمپ، منبع آب، مركز حرارت و تهويه،

 

رختشويخانه، تابلوهاي برق، كنترها، تلفن مركزي، انبار عمومي ساختمان، اتاق سرايدار در هر قسمت بنا كه واقع شده باشد، آسانسور، چاه‌هاي فاضلاب، لوله‌ها از هر قبيل مانند لوله‌هاي فاضلاب، برق و تلفن، گذرگاه‌هاي شوت زباله، اسكلت ساختمان، تاسيسات مربوط به راه پله وسايل تامين كننده روشنايي تلفن، زنگ اخبار، شيرهاي آتش نشاني، پشت بام و تاسيساتي كه در پشت بام براي استفاده عمومي احداث گرديده است، نماي خارجي ساختمان، محوطه ساختمان، باغ‌ها و پاركها كه جنبه استفاده عمومي دارند و در سند اختصاصي قيد نگرديده‌اند. پله‌هاي ورود به پشت بام و پله‌هاي ايمني، درها و پنجره‌ها، راهروها و پاگردها كه در قسمت‌هاي غير اختصاصي باشند. ديوارهاي حد فاصل بين قسمت‌هاي اختصاصي چنانچه جزو اسكلت ساختمان نباشند، بين آن قسمت‌ها مشترك هستند.

 

بايدها و نبايدهاي آپارتمان نشيني

 

اداره امور ساختمان :
در صورتي كه تعداد مالكين آپارتمانها از سه نفر بيشتر باشد مجمع عمومي مالكين تشكيل مي‌شود و در اولين جلسه مدير يا هيئت مديره را انتخاب مي‌كند. مدير مي‌تواند از اعضاي ساختمان باشد يا از خارج انتخاب شود. براي رسميت مجمع عمومي، حضور بيش از نصف مالكين آپارتمان‌ها ضروري است و در صورت عدم حصول اكثريت، درجلسه سوم با راي اكثريت حاضر در جلسه تصميمات به تصويب مي‌رسد و آراي اتخاذ شده توسط حاضرين در جلسه، توسط مدير به ساكنين غايب اطلاع داده مي‌شود.

 

اختيارات و وظايف مديران :
مدير آپارتمان مسوول حفظ و اداره ساختمان است و در واقع تصميم‌هاي مجمع عمومي را به اجرا در مي‌آورد. مدير براي مدت دو سال انتخاب مي‌شود. البته ممكن است مجمع براي سال‌هاي بعد هم او را انتخاب كند.

مجمع عمومي علاوه بر انتخاب هيئت مديره يك خزانه دار نيز انتخاب مي‌كند كه نسبت به تنظيم هزينه و درآمد و گزارش به مجمع اقدام نمايد.
هيئت مديره موظف است تمام ساختمان را در مقابل آتش سوزي بيمه كند و هزينه بيمه را بين شركا تقسيم نمايد. در صورت عدم بيمه و وقوع آتش سوزي هيئت مديره مسئول جبران خسارت‌ها است.
چنانچه تعداد واحدها بيش از ۱۰ آپارتمان باشد انتخاب يك دربان براي مجموعه ضروري است.

 

هزينه آپارتمان‌ها :
مالكين آپارتمان‌ها موظفند هزينه‌هاي مشترك و مستمري را كه براي قسمت‌هاي مشترك ساختمان ضروري است مانند آب، برق، گازوييل، گاز و غيره پرداخت نمايند. هزينه‌هاي قابل پرداخت يا بستگي به مساحت ارتباطي ندارند مانند هزينه تاسيسات، سرايدار، دربان، دستمزد هيئت مديره و غيره.
پرداخت هزينه آپارتمان توسط مالك يا مستاجر آن، بستگي به قرار داد تنظيم شده بين آنها دارد. چنانچه مالك طبق قرار داد از پرداخت هزينه خودداري نمايد، مستاجر مي‌تواند آن را از اجاره بها كسر كند. چنانچه مستاجر از پرداخت هزينه خودداري نمايد، هيئت مديره حق دارد براي دريافت آن به مالك مراجعه كند.
هيئت مديره مي‌تواند براي تامين هزينه مبلغي را از صاحبان آپارتمان‌ها بعنوان تنخواه گردان اخذ نمايد.
مدير آپارتمان مسئول حفظ و اداره ساختمان است و در واقع تصميم‌هاي مجمع عمومي را به اجرا درمي‌آورد.
چنانچه سه نفر از كارشناسان رسمي دادگستري فرسودگي كامل بنا و بيم خطر جاني و مالي ناشي از آن را گواهي نمايند ساختمان قابل تجديد بنا خواهد بود.

 

بايدها و نبايدهاي آپارتمان نشيني

 

وظايف دفاتر اسناد رسمي :
دفاتر اسناد رسمي موظفند هنگام تنظيم هر نوع سند انتقال، اجاره، رهن، صلحع هبه و … گواهي تسويه حساب هزينه‌هاي مشترك را كه به تأييد هيئت مديره يا مدير ساختمان رسيده باشد، از مالك دريافت نمايند.

 

تعميرات آپارتمان‌ها:
چنانچه سه فر از كارشناس‌هاي رسمي دادگستري فرسودگي كامل بنا و بيم خطر جاني و مالي ناشي از آن را گواهي نمايند ساختمان قابل تجديد بنا خواهد بود.
چنانچه اقليتي از صاحبان واحدها نسبت به جديد بنا رضايت ندهند، مالكين موافق تجديد بنا مي‌بايست با اخذ مجوز از دادگاه خانه مناسبي براي آنها اجاره كنند تا به مكان جديد منتقل شوند. در صورتي كه مخالفين از انتقال به خانه اجاره‌اي خودداري كردند. هيئت مديره يا مدير به دادگستري يا مجتمع قضايي مراجعه مي‌كند و با اخذ دستور تخليه آن واحدها، نسبت به اين كار اقدام مي‌نمايد.

 

چند توصيه مهم :
ساكن قسمت‌هاي اختصاصي مجتمع‌ها موظفند در جهت رعايت حسن همجواري، بعضي بايدها و نبايدها را مورد توجه قرار دهند و به آنها عمل نمايند. هر چند اين موارد در قانون پيش بيني نشده است ولي رعايت آنها توسط آپارتمان نشين‌ها موجب مي‌گردد كه از بروز اختلاف‌ها و تنش‌هاي گوناگون جلوگيري شود.

بنابراين براي آگاهي بيشتر شهرواندان موارد زير توصيه مي‌گردد:

۱٫ ايجاد سر و صداي غير متعارف از ساعت يك تا چهار بعدازظهر و نه شب تا نه صبح روز بعد ممنوع مي‌باشد. صداي راديو، تلويزيون و ديگر وسايل پخش موسيقي نيز در ساعت فوق مي‌بايد فقط در داخل آپارتمان محل استقرار آنها قابل شنيدن باشد.
۲٫ هرگونه كاري به خصوص كارهاي ساختماني كه ايجاد صداي ناهنجار مي‌نمايد، بايد با هماهنگي مديريت ساختمان فقط در ساعت ۸و۳۰ دقيقه تا ۱۳و۳۰ دقيقه و همچنين ۱۵ و ۳۰ دقيقه تا ۱۸ و ۳۰ دقيقه روزهاي غير تعطيل انجام پذيرد.
۳٫ پاركت‌هاي چوبي و كف پوش‌هاي پلاستيكي را فقط مي‌توان پوليش نمود و نبايد آنها را با سنگ يا سراميك و ديگرش پوشش‌هايي كه صدا را تشديد مي‌نمايند، تعويض كرد.
۴٫ در مواردي كه كف آپارتمان‌ سنگ،سراميك يا چوب باشد و راه رفتن و كشيدن اجسام بر روي آنها در طبقه پايين صداهاي ناهنجار ايجاد كند، توصيه مي‌شود حداقل ۷۵ درصد كف با قالي يا موكت پوشانده شود.
۵٫ كف سايي سنگ قسمت‌هاي اختصاصي بايد با اجازه كتبي مالك و مديريت ساختمان صورت گيرد و هنگامي انجام شود كه امكان بازديد ازطبقه زيرين وجود داشته باشد. كليه مواد حاصله از كف سايي مي‌بايد به سرعت جمع شود و در محل مناسبي در خارج از ساختمان دفع گردد. مديران ساختمان بايد توجه نمايند كه ريختن مواد اسيدي حاصل از كف سايي به داخل فاضلاب ساختمان موجب گرفتگي و فرسايش لوله‌هاي فاضلاب مي‌شود همچنين نفوذ اين مواد به سطح زيرين سنگ باعث خوردگي لوله‌هاي مستقر در كف و تركيدگي، بخصوص در محل اتصالات مي‌شود. بنابراين توصيه مي‌شود هنگام كف سايي و پس از اتمام آن سقف طبقه پايين بازرسي شود.
۶٫ تا حد امكان مي‌بايد ساكنين محترم را از كف سايي منصرف نمود و تميز كاري با روش هاي ديگر را به آنها توصيه نمود. ضمن اينكه به آنها يادآوري شود كه در اين مورد جبران‌ زيان‌هاي احتمالي به طبقه زيرين بر عهده مالك طبقه بالاست.
هر گونه تغيير در نما، سر در يا بالكن‌هاي اختصاصي ممنوع است مگر با توافق اكثريت مالكين.
ساكنين هر واحد مسئول جبران خسارت وارد شده در اثر گرفتگي لوله‌هاي فاضلاب، سر رفتن آب وان يا سينك مي‌باشد.
۷٫ هر گونه تغيير در نما، سر در يا بالكن‌هاي اختصاصي ممنوع است مگر با توافق اكثريت مالكين.
۸٫ تعميرات و تغييرات داخلي و خارجي كه موجب صدمه به اسكلت ساختمان مي‌شود به هيچ وجه مجاز نمي‌باشد.
۹٫ ساير تعميرات و تغييرات داخلي آپارتمان‌ها و بخش‌هاي اختصاصي مانند انبار مي‌بايد با اجازه كتبي مالك و تاييد مديريت ساختمان در حد معقول انجام شود.
۱۰٫ ساكنين هر واحد مسئول جبران خسارت وارد شده در اثر گرفتگي لوله‌هاي فاضلاب، سر رفتن آب وان يا سينك مي‌باشد.
۱۱٫ سايبان، نرده حفاظ، بند (براي آويزان نمودن لباس) كه از بيرون ساختمان قابل رويت باشند، كولر و وسايل ديگري نبايد در بالكن‌ها نصب يا آويزان گردند مگر با اجازه كتبي مديريت و بر حسب ضرورت.
۱۲٫ نصب هر گونه آنتن قابل رويت بر روي نما يا در بالكن ساختمان بدون اجازه مديريت ساختمان قدغن مي‌باشد.
۱۳٫ هيچ گونه وسايل شخصي نبايد بيرون از پنجره در پاگردهاي عمومي، پاسيو، جلوي درب ورودي آپارتمان، در محوطه و پاركينگ قرار داده شود. به خصوص ساكنين طبقه همكف كه معمولا فقط راه به پاسيو دارند.
۱۴٫ از گذاشتن مواد آتش زا، ماشين لباسشويي و ديگر تجهيزات، قفس پرنده و هر گونه جسم خطرناك كه باعث ايجاد، سر و صدا است خودداري شود اگر چه اين بخش تنها از طريق آپارتمان همكف قابل دسترسي باشد. حفظ و نگهداري ان به عهده مالك قسمت‌هاي اختصاصي آن واحد ميباشد ولي استفاده از آن نبايد موجب سلب آسايش ديگران گردد.
۱۵٫ چنانچه خرد كن زباله در سينك آشپزخانه تعبيه نشده است، از نصب آن در سينك خودداري گردد. از پرتاب آشغال به بيرون از آشپزخانه بايد پرهيز نمود. زباله مي‌بايست به طور صحيح در داخل شوت زباله قرار گيرد يا در ساعت جمع آوري زباله در محل مقرر بيرون از ساختمان گذاشته شود.
۱۶٫ نگهداري سگ، كبوتر، قناري، خرگوش و بطور كلي حيوانات در قسمت‌هاي مشترك مانند پاسيو، هال، بالكن، تراس و محوطه ممنوع است اگر چه استفاده از آن مختص يك يا چند واحد باشد. مديران ساختمان نبايد در اين مورد چشم پوشي نمايند زيرا ممكن است علاوه بر نارضايتي ساير ساكنين، آن حيوان عامل بيروني نيز باشد.
۱۷٫ هيچ گونه صداي ناهنجاري مثل صداي كشيدن صندلي بر روي كف‌هاي سنگي، صداي توپ بازي و دويدن بچه‌ها و صداهاي تحريك آميز نبايد در طول شبانه روز ايجاد گردد. صداي مته كاري و كوبيدن ميخ به ديوار جهت نصب وسايل تزييني مي‌بايد در ساعت مناسب روزهاي غير تعطيل انجام شود.
۱۸٫ از مصرف آب خارج از حد معمول مي‌بايد خودداري شود. در غير اين صورت نصب كنتور بر روي ورودي آب آپارتمان توصيه مي‌شود

 

۱۹ . استفاده همزمان از اتو، ماشين لباسشويي، جوجه سرخ كن برقي و ديگر وسايل الكتريكي با مصرف بالا موجب داغ شدن سيم‌ها گرديده خطر آتش سوزي را افزايش مي‌دهد. بنابراين استفاده اين وسايل به طور همزمان بايد خودداري گردد. مديران ساختمان مي‌بايد كنترل فيوزهاي داخلي آپارتمانها و وضعيت تابلوهاي برق داخل واحدها را حداقل يك بار در سال مورد بازديد قرار دهند. بارها مشاهده گرديده كه فيوزهاي داخلي دستكاري شده‌اند. در نتيجه هنگام افزايش بار الكتريكي جريان برق قطع نمي‌شود و آتش سوزي، جان و مال كليه ساكنين را در معرض خطر قرار مي‌دهد.

۲۰٫ مسدود نمودن راه ديگر ساكنان ممنوع است. همچنين نمي‌توان مانع استفاده از قسمت‌هاي مشترك توسط ساير ساكنين شد مگر آنكه رفت و آمد يا استفاده از آن قسمت مستلزم عبور از ملك اختصاصي باشد.
۲۱٫ هيچ گونه وسايل شخصي نبايد بيرون از پنجره در پاگردهاي عمومي، پاسيو، جلوي درب ورودي آپارتمان، در محوطه پاركينگ قرار داده شود.

 

بايدها و نبايدهاي آپارتمان نشيني

 

۲۲٫ نگهداري سگ، كبوتر، قناري، خرگوش و بطور كلي حيوانات در قسمت‌هاي مشترك مانند پاسيو، هال، بالكن، تراس و محوطه ممنوع است.
۲۳٫ مواد آتش زا نبايد در داخل آپارتمان نگهداري شوند بلكه با اجازه و اطلاع مديريت مي‌بايد در انبار قرار گيرند.
۲۴٫ انبار آپارتمان مختص وسايل شخصي ساكنين است. استفاده تجاري و اجاره آن به ديگران ممنوع مي‌باشد مگر با اجازه ساكنين مجتمع و با اطلاع مديريت.
۲۵٫ هر گونه دستكاري تجهيزات مشترك بدون اطلاع مديريت ساختمان ممنوع مي‌باشد.
۲۶٫ در مجتمع‌هاي فاقد نگهبان باز و بسته كردن درب ورودي محوطه يا ساختمان توسط آيفون مي‌بايد به وسيله افراد بالغ، پس ازشناسايي انجام پذيرد. گاهي ديده مي‌شود بچه‌ها دكمه آيفون را حتي پس از ورود، دوباره فشار مي‌دهند و در نتيجه درب باز مي‌ماند.
۲۷٫ بازي كردن بچه‌ها در قسمت‌هاي مشترك در صورت تاييد هيئت مديره فقط در ساعت‌هاي تعيين شده و در محل‌هاي مقرر مجاز مي‌باشد.
۲۸٫ مسئول حركات و رفتار فرزندان اولياي آنها مي‌باشند و در قبال هر گونه عمل خلاف، آنها بايد جوابگو باشند.
۲۹٫ مراسم آييني، جشن و سوگواري مي‌بايست با اجازه مديريت و پس از اطلاع به همسايه‌ها در سالن اجتماعات مجتمع برگزار شود. در صورت عدم وجود اين سالن، در داخل آپارتمان و با حداقل سر و صدا انجام گيرد. از نصب بلندگو و چادر خودداري گردد.بهتر است مراسم از ساعت ۱۵ تا حداكثر ۲۲ انجام پذيرد.
۳۰٫ هر گونه پخت و پز در قسمت‌هاي مشترك ممنوع مي‌باشد و در داخل بخش‌هاي اختصاصي فقط در حد معقول مجاز است.
۳۱٫ سرو صداي ميهماني در حد معمول (به طوري كه موجب آزاد ديگر ساكنين نشود) حداكثر تا ساعت ۲۴ مجاز مي‌باشد. در ايام هفته حداكثر تا ساعت ۲۳ و در شبهاي تعطيل و آخر هفته مراسم بدرقه و خداحافظي مي‌بايد در داخل آپارتمان – نه در راه پله يا هال عمومي – انجام شود. از ميهمان‌ها نيز درخواست گردد در حين عبور ازراه پله و محل‌هاي مشترك رعايت ارامش ديگران را نموده و از دويدن بچه‌ها و ايجاد سر و صدا ممانعت به عمل آورند.
۳۲٫ استفاده از وسايل گازي و نفتي براي افراد جوان‌تر از ۱۲ سال، مسن تر از ۷۰ سال و معلولين جسمي و ذهني كه به صورت انفرادي زندگي مي‌كنند يا در اكثر ساعات شبانه روز تنها هستند، ممنوع مي‌باشد. تعبيه كپسول‌هاي اطفال حريق ضروري است. ضمن آنكه مي‌بايد نحوه استفاده از آنها به ساكنان آموزش داده شود.
۳۳٫ بازي كردن بچه‌ها در قسمت‌هاي مشترك در صورت تاييد هيئت مديره فقط در ساعت‌هاي تعيين شده و در محل‌هاي مقرر مجاز مي‌باشد.
هر گونه پخت و پز در قسمت‌هاي مشترك ممنوع مي‌باشد و در داخل بخش‌هاي اختصاصي فقط در حد معقول مجاز است.
۳۴٫ ساكنين مي‌بايد از كثيف كردن فضاي عمومي خودداري نموده و در حفظ تميزي آن كوشا باشند.
۳۵٫ اتومبيل، موتور سيكلت يا دوچرخه ساكنين مي‌بايد فقط در محل‌هاي از پيش تعيين شده پارك گردند. ورود هر گونه وسيله نقليه مهمان، شستشو، تعمير و تعويض روغن وسايط نقليه در داخل مجتمع ممنوع است.
۳۶٫ در مجتمع‌هاي فاقد نگهبان درهاي ورودي به مجتمع مي‌بايد پس از ورود يا خروج از ساعت ۲۲ به بعد قفل گردند. كليد ورودي به مجتمع پاركينگ و تراس نبايد به غير از ساكنين مجتمع داده شود.
۳۷٫ رعايت شئون اسلامي در بخش‌هاي مشترك الزامي است و حضور آقايان با پيژامه و زير پيراهن در خارج از بخش اختصاصي ممنوع مي‌باشد.

گلچین اشعار فرخی یزدی

گلچین اشعار فرخی یزدی
شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی خفت ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهر
بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش کردم فرخی یزدی  

هر لحظه مزن در،که در این خانه کسی نیست
بیهوده مکن ناله،که فریاد رسی نیست
شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند
شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست
آزادی اگر می طلبی،غرقه به خون باش
کاین گلبن نو خاسته بی خار و خسی نیست
دهقان دهد از زحمت ما یک نفس اما
آنروز کخ دیگر ز حیاتش نفسی نیست
با بودن مجلس بود آزادی ما محو
چون مرغ که پابسته ولی در قفسی نیست
گر موجد گندم بود از چیست که زارع
از نان جوین سیر به قدر عدسی نیست
هر سر به هوای سر و سامانی ما را
در دل بجز آزادی ایران هوسی نیست
تازند و برند اهل جهان گوی تمدن
ای فارس مگر فارس ما را فرسی نیست
در راه طلب فرخی ار خسته نگردید
دانست که تا منزل مقصود بسی نیست فرخی یزدی

 

هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود
كارِ من سودازده ، دیوانه گری بود
پرواز به مرغان چمن خوش كه درین دام
فریاد من از حسرت بی بال و پری بود
گر اینهمه وارسته و آزاد نبودم
چون سرو ، چرا بهره ی من بی ثمری بود
روزیكه ز عشق تو شدم بی خبر از خویش
دیدم كه خبرها همه از بی خبری بود
بی تابش مهر رُخت ای ماه دل افروز
یاقوت صفت ، قسمت ما خون جگری بود
دردا ، كه پرستاری بیمار غم عشق
شبها همه در عهده ی آه سحری بود فرخی یزدی

 

آنچه را با کارگر سرمایه داری می کند
با کبوتر پنجه ی باز شکاری می کند
می برد از دسترنجش گنج اگر سرمایه دار
بهر قتلش از چه دیگر پافشاری می کند فرخی یزدی

 

گرچه مجنونم و صحرای جنون جای منست
لیک دیوانه تر از من،دل شیدای منست
آخر از راه دل و دیده سرآرد بیرون
نیش آن خار که از دست تو درپای منست
رخت بربست ز دل شادی و ،هنگام وداع
با غمت گفت که:یا جای تو یا جای منست
جامه ای را که به خون رنگ نمودم،امروز
برجفا کاری تو شاهد فردای منست
سرتسلیم به چرخ آنکه نیاورد فرود
با همه جور و ستم همت والای منست
دل تماشایی تو،دیده  تماشایی دل
من به فکر دل و خلقی به تماشای منست
آنکه در راه طلب خسته نگردد هرگز
پای پر آبله بادیه پیمای منست فرخی یزدی

 

گلرنگ شد در و دشت ، از اشكباري ما
چون غير خون نبارد ، ابر بهاري ما
با صد هزار ديده ، چشم چمن نديده
در گلستان گيتي ، مرغي به خواري ما
بي خانمان و مسكين ، بد بخت و زار و غمگين
خوب اعتبار دارد ، بي اعتباري ما
اين پرده ها اگر شد ، چون سينه پاره داني
دل پرده پرده خون است ، از پرده داري ما
يكدسته منفعت جو ، با مشتي اهرمن خو
با هم قرار دادند ، بر بي قراري ما
گوش سخن شنو نيست ، روي زمين و گر نه
تا آسمان رسيده است ، گلبانگ زاري ما
بي مهر روي آن مه ، شب تا سحر نشد كم
اختر شماري دل ، شب زنده داري ما
بس در مقام جانان ، چون بنده جان فشانديم
در عشق شد مسلم ، پروردگاري ما
ازفر فقر داديم ، فرمان به باد و آتش
اسباب آبرو شد ، اين خاكساري ما
در اين ديار باري ، اي كاش بود ياري
كز روي غمگساري ، آيد به ياري ما فرخی یزدی

 

باغی كه در آن آب هوا روشن نيست
هرگز گل يكرنگ در آن گلشن نيست
هر دوست كه راستگوی و يكرو نبود
در عالم دوستی كم از دشمن نيست  فرخی یزدی

 

هرمملكتی در اين جهان آباد است
آباديش از پرتو عدل و داد است
كمتر شود از حادثه ويران و خراب
هر مملكتی كه بيشتر آزاد است  فرخی یزدی

 

زندگانی گر مرا عمری هرسان كرد و رفت
مشكل ما را بمردن خوب آسان كرد و رفت
جغد غم هم در دل ناشاد ما ساكن نشد
آمد و اين بوم را يكباره ويران كرد و رفت
جانشين جم نشد اهريمن از جادوگری
چند روزی تكيه بر تخت سليمان كرد و رفت
پيش مردم آشكارا چون مرا ديوانه ساخت
روی خود را آن پری از ديده پنهان كرد و رفت
وانكرد از كار دل چون ع‍‍‍قده باد مشكبوی
گردشی در چين آن زلف پريشان كرد و رفت
پيش از اينها در مسلمانی خدائی داشتم
بت پرستم آن نگار نامسلمان كرد و رفت
با رميدنهای وحشی آمد آن رعنا غزال
فرخی را با غزل سازی غزلخوان كرد و رفت فرخی یزدی

 جملات حکیمانه

هر لحظه مزن در

میرزا محمد فرخی یزدی (تاج الشعرا) (۱۲۶۸ خورشیدی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر نشریات حزب کمونیست ایران از جمله روزنامه طوفان بود. او همچنین نماینده مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر فوت کرده است. مدفن او نامعلوم است.

  زندگینامه فرخی یزدی, شعر فرخی یزدی

هر لحظه مزن در،که در این خانه کسی نیست

بیهوده مکن ناله،که فریاد رسی نیست

شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند

شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست

آزادی اگر می طلبی،غرقه به خون باش

کاین گلبن نو خاسته بی خار و خسی نیست

دهقان دهد از زحمت ما یک نفس اما

آنروز کخ دیگر ز حیاتش نفسی نیست

با بودن مجلس بود آزادی ما محو

چون مرغ که پابسته ولی در قفسی نیست

گر موجد گندم بود از چیست که زارع

از نان جوین سیر به قدر عدسی نیست

هر سر به هوای سر و سامانی ما را

در دل بجز آزادی ایران هوسی نیست

تازند و برند اهل جهان گوی تمدن

ای فارس مگر فارس ما را فرسی نیست

در راه طلب فرخی ار خسته نگردید

دانست که تا منزل مقصود بسی نیست

فرخی یزدی

آمد بهار جان‌ها

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ

ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر

ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ

چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی

از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ

تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی

گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ

از عشق تاجداران در چرخ او چو باران

آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ

ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته

رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ

در دست جام باده آمد بتم پیاده

گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ

پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد

یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

تا چند وعده باشد وین سر به سجده باشد

هجرم ببرده باشد دنگ و اثر به رقص آ

کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی

کای بی‌خبر فنا شو ای باخبر به رقص آ

طاووس ما درآید وان رنگ‌ها برآید

با مرغ جان سراید بی‌بال و پر به رقص آ

کور و کران عالم دید از مسیح مرهم

گفته مسیح مریم کای کور و کر به رقص آ

مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است

اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

اشعار مولوی, شعر مولوی درباره عید

 

شب عبور شما را شهاب لازم نیست

قیصر امین‌پور (زادهٔ ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ – درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶) نویسنده، مدرس دانشگاه و شاعر معاصر ایرانی بود.

زندگی نامه قیصر امین پور , شاعران ایرانی

شب عبور شما را شهاب لازم نیست

که با حضور شما آفتاب لازم نیست

در این چمن که ز گلهای برگزیده پر است

برای چیدن گل ، انتخاب لازم نیست

خیال دار تو را خصم از چه می بافد ؟

گلوی شوق که باشد طناب لازم نیست

ز بس که گریه نگردم غرور بغض شکست

برای غسل دل مرده آب لازم نیست

کجاست جای تو ؟ – از آفتاب می پرسم

سوال روشن ما را جواب لازم نیست

ز پشت پنجره بر خیز تا به کوچه رویم

برای دیدن تصویر ، قاب لازم نیست

قیصر امین پور

حجاب لیلا حاتمی دردسر ساز شد+عکس

حجاب لیلا حاتمی دردسر ساز شد ! (تصاویر)

لیلا حاتمی پس از دریافت سیمرغ بلورین خود در جشنواره فیلم فجر هنگام بازگشت به صندلی، با اتفاق ناخواسته ای روبرو شد.

در این هنگام، شال لیلا حاتمی ناگهان از سر او افتاد و او بلافاصله حجاب خود را درست کرد. احسان کرمی هم که اجرای برنامه را به عهده داشت، با لحنی شوخ طبعانه گفت: “عجب بادِ بی موقعی”.

حجاب لیلا حاتمی دردسر ساز شد ! حجاب لیلا حاتمی دردسر ساز شد ! حجاب لیلا حاتمی دردسر ساز شد !